» تمامی کالاها و خدمات این فروشگاه ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه میباشند و فعالیتهای این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است .
انواع درد در ديوان حكيم سنايي اقدس خانی 1394/05/29 دسته بندی : ادبیات 0

موضوع : انواع درد در ديوان حكيم سنايي

تعداد صفحات : 21

این مطلب در مورد انواع درد در ديوان حكيم سنايي و در 21 صفحه می باشد و در آن به درد و انواع آن در دیوان و اشعار حکیم سنایی پرداخته شده است و در ادامه مطلب قسمتی از متن آورده شده است:

چکیده:

عنوان این مقاله  انواع درد در دیوان سنایی» است.بخش گسترده ای از شعر و ادب ما بیان دردها و رنج هاست و درد و اندوه مردم را شاعران و ادیبان، به دلیل روح حساس و طبع و ذوق لطیف، بهتر از دیگران می­توانند بیان کنند و زبان حال عموم گردند. درد و رنج هایی که در اشعار شاعران دیده می­شود، متفاوت است و هر یک، زبان و بیانی خاص می­طلبد. «درد»، در معنی الم روحی که در ادبیّات، اصالتی بی­چون و چرا دارد؛ نزد نویسندگان و شعرای متمایل به صوفیّه، خصوصاً حکیم سنایی، آمادگی روحی برای پذیرش امور ذوقی و حقایق روحانی و هر آن چیزی است که می­تواند انگیزه­ی حرکت سالک، به سوی مقصود گردد. گاهی نیز در دیوان حکیم سنایی، در معنای عشق به کار رفته است. درد در دیوان وی انواع مختلف دارد: دردهای شخصی، اجتماعی، سیاسی، دینی، مذهبی، فلسفی، عرفانی و عاشقانه، که حکیم سنایی، با بیانی زیبا و دلنشین به آنها پرداخته و هر یک جلوه­ای خاصی، به سروده­­های وی بخشیده است. سنایی مبتکر شعر سیاسی و اجتماعی،  در قالب زهد و عرفان و اخلاق است. وی چون روشنفکري دردمند، نگران انحرافات فردی، اجتماعی، سیاسی جامعه­ی خویش بوده، به همین دلیل، او را بزرگترین سراینده­ی «شعر اجتماعی»  دانسته­اند، که چون منتقدی اجتماعی و سیاسی از دردهای جامعه­ی خویش می­نالد و با شجاعت، با بیداد زمانه می­ستیزد. تصوّف سنایی، رنگ دین به خود می­گیرد و حماسه­ی صوفیانه، از سنایی آغاز می­گردد که می­توان او را قافله سالار شعر صوفیانه دانست. شعری که بیان دردهای مردم، با آمیزه­ای از همه­ی سایه های روحی و فرهنگی آنهاست.

 

کلید واژه­ها: درد، انواع، دیوان سنایی

مقدمه

ناصب رایات یکتایی، ابوالمجد مجدودبن آدم سنایی، که اصلش از غزنین است، بی‌تردید، یکی از بزرگترین شاعران زبان و ادبیات فارسی و از جمله گویندگانی است که در تغییر سبک شعر فارسی ایجاد و تنوّع و  تجدّد در آن مؤثر بوده و آثار او منشأ تحولات شگرفی، در سخن گویندگان بعد از وی شده است. اشعار و آثار سنایی، مربوط به دو مرحله از زندگی اوست. در مرحله‌ی نخستین، سنایی شاعری است درباری و لهوپیشه، چون اکثر شعرای آن روز، در این دوره، شعر سنایی اگر چه استادانه و مقرون به لطف و مهارت است، لیکن به شدّت متأثر از سبک استادان مقدم بر وی است. در دوره‌ی دوم زندگانی شاعر، که دوره‌ی تغییر حال و تکامل معنوی اوست. شاعر، در این دوره، مدتی را در سیر آفاق و انفس گذرانده و چندی با رجال بزرگ خراسان، معاشرت داشته و مدّتی را در خدمت مشایخ جلیل، زانوی تلمّذ بر زمین زده و دیگر، گاهی در تفکّر و تأمل به سر برده است و مایه‌ی علمی‌خود را از این راهها، تکامل داده و با افکار نو و اندیشه‌های دینی و عرفانی، همراه کرده است. از این میان سنخ فکری جدید و شیوه‌ی شاعری تازه‌ی خود را پدید آورده است و در قصاید و غزلیات و قلندریّات و ترجیعات متعدد، نشان داده است و به همان سبک شناخته و معروف شده است.

عنوان این مقاله، « انواع درد در دیوان حکیم سنایی» است. بخش وسیع از شعر و ادبیات ما، به بیان دردها و رنج‌ها اختصاص یافته است. با این وجود، درد و رنج‌هایی که شاعران هنرمند، بدان پرداخته‌اند، متفاوت است. و از دید ناقدان سخن، ارزش و اعتبار یکسانی ندارد. گوینده‌ای که از درد جدایی از عالم قدس و ملکوت، می‌نالد، با کسی که اندوه و رنج شخصی دارد، متفاوت است. یا کسی که از حیرت و سرگردانی در دنیا می‌نالد، اینکه از کجا آمده و به کجا می‌رود؛ سخن می‌گوید، با کسی که از درد دوری معشوق زمینی، می‌نالد؛ متفاوت است و بیانی دیگر می‌طلبد. پس هر کدام از این مضامین و مفاهیم، نوع خاصّی از درد را شامل می‌شوند.

حکیم سنایی نیز، از این مقوله، بر کنار نیست. انواع درد در دیوان وی: درد سیاسی، اجتماعی، درد دین و دین‌ورزی عاشقانه، درد عشق حقیقی و مجازی، درد عرفانی و عارفانه، درد فلسفی، درد مذهب و درد فردی و شخصی است که با الفاظ زیبا و دلنشینی، به آنها پرداخته و در هر کدام به کمال رسیده است. اگر چه قبل از حکیم سنایی، شاعران دیگر هم از درد و رنج‌ها سخن گفته‌اند و شعرها سروده‌اند، امّا از نظر کثرت و تنوّع این موضوع حکیم سنایی، در صدر قرار دارد.

از به کارگیری انواع دردها، در دیوان حکیم سنایی، می‌توان از وجود آن دردها، در زندگی و هستی وی نشان یافت، که مسائل مختلف زندگی و عصر خود را دردمندانه، به تصویر می‌کشد و می‌توان او را شاعری اهل درد نامید.

 

1- درد سياسي

فضای سیاسی در عصر حکیم سنایی، یعنی قرن پنجم و ششم، ناپایدار و بی‌سامان است. ورود ترکان به ايران و نفوذ ایشان در دستگاه­های دولتی و به قدرت رسیدنشان و جابه‌جایی قدرت هر روز در دست عدّه‌ای، جامعه را دچار تلوّن اخلاقی می‌کند و یکی از تیره بختی­های ایرانیان، در  این دوره، بر سر کار بودن امرایی بوده که خود روزی، مملوک دیگری بوده‌اند و دور از شهر و دیار، در خشونت و سختی، خفّت و خواری دیده و پس از به قدرت رسیدن، با آنانکه چندی به فرمانبرداری میانشان زیسته بودند، به بدی رفتار می‌کردند و فضای سیاسی جامعه را آلوده ساخته و از سر کینه‌توزی به اختلافات دامن می‌زدند. از اینرو، رواج ظلم، نبودن عدالت وامنیّت در جامعه، از جمله دردهایی است که حکیم سنایی در فضای سیاسی عصر خود احساس می‌کند و به مبارزه با آن بر می‌خیزد. او گاهی چنان بی‌پروا و سخت تازیانه‌ی انتقاد خویش را فرود می‌آورد که هیچ کس نمی‌تواند از آن جان سالم بدر ببرد و با شجاعت رویاروی مظالم حکّام عصر، ایستادگی می‌کند:

اندرین زندان، برین دندان زنان سگ صفت
تا ببینی روی آن مردم کُشان چون زعفران
 

 

روزکی چند ای ستم کش! صبر کن دندان فشار!
تا ببینی رنگ آن محنت‌کشان چون گل انار
                                 (سنایی، 195:1380)

و در ابیاتی دیگر، با دیدن اندک عدالتی از سوی حاکمان، به تشویق آنان پرداخته و به عدالت‌ورزی و رعیت‌پروری و مهرورزی با فقرا و بیچارگان، دعوت می‌کند. خصوصاً در حدیقه که در قالب اندرزهای سیاسی، به این مسأله می‌پردازد. چنانچه در مدح امین الدوله قاضی عبدالودود، ضمن مدح به اندرز سیاسی پرداخته، مي­گويد.

دستها برداشته عمر تو خواهان از خدای
هر کسی صدر قضا جویند بی‌انصاف و عدل
گر را بر میش کردن قهرمان، باشد ز جهل
 

 

از برای پایداریت اهل شهر و روستا
لیک داند شاه ما از دانش و عقل و دها
گربه را بر پیه کردن پاسبان، باشد خطا
                                                 (همان:20)

نکته‌ی دیگری که حکیم سنایی، در «عدالت‌پروری» امیران، به آن توجه داشته است، استفاده‌ی ابزاری از مرگ و جهان آخرت است. مرگ از دید وی برای صاحبان قدرت، «عبرت‌آمیز» است.( شريفيان، 1389: 19)

 

در جهان شاهان بسی بودند کز گردون مُلک
بنگرید اکنون بنات‌النعش‌وار، از دست مرگ
سر به خاک آورد امروز، آن که افسر داشت دی
 

 

تیرشان پروین گسل بود و سنان جوزا فگار
نیزه‌هاشان شاخ شاخ و تیرهاشان پار پار
تن به دوزخ برد امسال، آن که گردن بود پار
                                            (همان: 183)

2- درد اجتماعي

بی‌تردید، ضعف سیاست، تأثیری مستقیم روی جامعه خواهد گذاشت، شعر سنایی، بهترین سند از نقاط ضعف جامعه و دردهای موجود در نظام اجتماعی مردم ایران است. سنایی، چنان فراگیر از کاستی‌ها و ناهمواری‌ها سخن می‌گوید که شعرش نه تنها نمودار جامعه‌ی عصر اوست، بلکه آیینه‌ی تمام نمایی از بی‌عدالتی‌های موجود در تاریخ اجتماعی جامعه ما و در همه‌ی دوران‌هاست. و در اشعار قلندري خويش، روحيه­ي مبارز و انتقادي و اجتماعي خويش را نشان مي­دهد.

این چه قرن است این که در خوابند بیداران همه؟
طوق منّت یابم اندر حلق حق‌گویان دین
 

 

وین چه دور است اینکه سرمستند هشیاران همه
خواب غفلت بینم اندر چشم بیداران همه
                                              (همان:596)                                                  

قرنی که در آن هشیاران اندک‌اند و اگر خردمندی یافت شود، متهم به زندقه و بی‌دینی است.

مرد هشیار درین عهد کم است
 

 

ور کسی هست به دین متهم است
                                        (همان: 81)

او در شکایت از روزگار و بی‌وفایی مردم، از نابرابریها، بیدادگریها و ناراستیهای موجود در جامعه سخن می‌گوید:

منسوخ شد مروّت و معدوم شد وفا
شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه
گشته است باژگونه همه رسمهای خلق
 

 

زین هر دو نام مانده چون سیمرغ و کیمیا
شد دوستی عداوت و شد مردمی‌جفا
زین عالم نبهره و گردون بی‌وفا
                                            (همان:48)

دلتنگيهاي شعرا براي گذشته يا آرمان خواهي­هايشان در قالب نوستالژي معني مي­شود و  در دیوان حکیم سنایی، جلوه‌ای بارز دارد. او از جامعه و مردم عصر خویش ناراضی است. این نارضایتی، باعث دلتنگی برای گذشته می‌شود، گذشته‌ای نه چندان دور، در صدر اسلام که جامعه‌ی آرمانی او شکل گرفته بود و اکنون حسرت خود را نسبت به آن زمان ابراز می‌کند:

ای رسول خدای بی‌همتاي
در مدینه ز روضه سر بردار
دین‌فروشان گرفته منبر تو
 

 

از پی امتت ز بهر خدای
تا ببینی که کیست بر سر دار
زار گشته شُبیر و شُبَّر تو
                             (سنایی، 465:1377)

این دلتنگی، او را آرزومند و آرمان خواه نیز می‌کند. آرزومند بازگشتن به زمانی در گذشته یا آوردن آن به حال، تمنّایی که باعث تسکین است و آرام می‌کند.

عالمی‌پر ذوالخمار است از خمار خواجگی
دیو مردم بین که خود را چون ملائک ساختند
گشت پر طوفان ز نااهلان زمانه چون کنم
 

 

ای دریغا در جهان یک حیدر کرّار کو
با چنین دیوان بگو بند سلیمان‌وار کو
آن دعای نوح و آن کشتی دریا بار کو
                         (سنايي، 1389: 302)

3- درد دين و دين ورزي عاشقانه

او علت اصلی اندوه خود را چنین بیان می‌کند:

همه سور هوای نفس سازند
 

 

ز آه و درد دینشان ماتمی‌کو؟
                                     (همان، 305)

و مهمترین علّت دردهای اجتماعی و سیاسی جامعه‌ی خویش را نداشتن «درد دین» عنوان می‌نماید. از اینرو درد دین، از دیگر انواع دردها، در دیوان حکیم سنایی است.

حکیم سنایی، عالم و عارفی است الهی، که از دانش خود، برای اثبات افکار دینی خویش بهره گرفت. وی دردی را که در مورد دین باشد، دارویی می‌داند برای مومن، چرا که با این درد، از آتش جهنّم خلاصی می‌یابد:

درد دین است داروی مومن
 

 

که بدو گردد از جحیم ایمن
                             (سنایی: 208:1383)

درد دین‌خودبوالعجب‌دردی‌است‌کاندر وی‌چو‌شمع
 

 

چون شوی بیمار بهتر گردی از گردن زدن
                             (سنایی، 485:1380)

هر خسی از رنگ گفتاری بدین ره کی رسد؟
 

 

درد باید: عُمرسوز و مرد باید: گامزن
                                     (همان: 485)

درد، در نظام فکری و اندیشه‌ی دینی سنایی، چون آب است که در رگ و ریشه‌ی گیاه می‌دود و رشدش می‌دهد:


خرید و دانلود | 2,100 تومان
گزارش تخلف به پلیس سایت
مطالب مرتبط